بزودی دولت و مجلس وارد فرآیند قانونگذاری پیرامون بودجه سال 1400 می‌شوند. رهبری معظم انقلاب هوشمندانه بحث «راه‌حل برای مشکل کسری بودجه» را در فهرست مطالبات خود از مسئولان قرار داده است.

قبل از این نیز به درستی، بحث «اصلاح ساختار بودجه» را به دولت و مجلس در بیانات گوناگون مطرح فرموده بودند. بی‌تردید اگر از دل نگاه به اصلاح ساختار بودجه، حل مشکل کسری ساختاری بودجه بیرون نیاید، کژراهه 40 سال بودجه‌ریزی و بودجه‌بندی تداوم می‌‌یابد.

همه اقتصاددانان و فعالان اقتصادی کشور معتقدند، ریشه گرانی‌ها، تورم، کاهش فاحش نرخ برابری ارز در برابر ارزهای خارجی و سرانجام، کاهش ارزش پول ملی در کسری بودجه دولت است. تا این مهم حل نشود، ما با معضلات عظیم اقتصادی روبه‌رو هستیم، کشور به سمت و سوی ثبات اقتصادی پیش نخواهد رفت.

یک سؤال کلیدی در این باره وجود دارد که بی‌پاسخ مانده است. با آن که طراحان بودجه در دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها و نیز سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و تصویب‌کنندگان آن در دولت و مجلس و تأییدکنندگان آن در شورای نگهبان می‌دانند که؛ چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن(1)، چرا همه‌ساله بودجه را با کسری می‌بندند.

اکنون ارزش پول ملی به پایین‌ترین حد خود در 40 سال اخیر رسیده است. بار تورم و گرانی بر اقشار ضعیف، در هیچ دولتی از دولت‌های پس از انقلاب اینقدر شکننده نبوده است. چرا اراده‌ای در دولت برای حل معضل کسری بودجه وجود ندارد. 

نگارنده بیش از 20 سال است در این باره قلم زده‌ام و ریشه کسری بودجه‌ را در نقض اصل 53 قانون اساسی یافتم. براساس این اصل، همه دریافت‌های دولت باید در خزانه‌داری‌کل متمرکز باشد، متأسفانه نیست.